معنی بیتالمقدس
5 بازدید
[ بَ تُلْ مَ دِ / مُ قَ دْ دَ ] (اِخ) قدس. اورشلیم. (اقرب الموارد). ایلیا. (مفاتیح). مسجد اقصی. (ترجمان القرآن). قبلهٔ پیشینیان. (شرفنامه): به بیت المقدس و اقصی و صخره بتقدیسات انصار و شلیخا.خاقانی. که بهر دیدن بیت المقدس مرا فرمان بخواه از شاه دنیا.خاقانی. بگردانم ز بیت اللََّه قبله به بیت المقدس و محراب اقصی.خاقانی. چو از قدسیان این حکایت شنید عنان سوی بیت المقدس کشید.نظامی. حصار جهان را که سرباز کرد ز بیت المقدس سرآغاز کرد.نظامی. به که محمل برون برم زین کوی سوی بیت المقدس آرم روی. نظامی (هفت پیکر ص ۲۰۰). چو بیت المقدس درون پرقباب رها کرد دیوار بیرون خراب.سعدی. سینهٔ ریش از عدم آورده و آسوده رفت عصمتم آمد به بیت المقدس و آسوده رفت. عرفی (از آنندراج). رجوع به قدس شود. || (ع اِ مرکب) اصطلاح عرفانی است و عبارت از قلب طاهر از تعلق بغیر است. (کشاف ج ۲ ص ۱۵۵۴ از فرهنگ علوم عقلی سجادی).
کلمات همقافیه با «بیتالمقدس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر