معنی بیت‌المال

معنی بیت‌المال

3 بازدید
[ بَ تُلْ ] (ع اِ مرکب) بیت الاموال. (آنندراج). خانه ای که مال غنیمت و مال متوفی بعد از ضبط در آن نگاه دارند. (غیاث). || خزانهٔ اسلام. (از اقرب الموارد). و در لطائف بمعنی آن مال است که همهٔ مسلمانان را در آن حق باشد. (غیاث). جایی که در آن مالی را گذارند که همهٔ مسلمانان را در آن حقی باشد و در عهد خلفای عبارت بود از خزانهٔ دولت اسلام. (ناظم الاطباء). مرکز اموال و دفاتر دولتی در اسلام. خزانهٔ خلافت اسلامی. بنابر مشهور نخست کس در تاریخ اسلام عمر بود که بیت المال را تأسیس کرد. و مازاد اموال غنیمت را در آن نهاد و دیوانی مرتب ساخت و نام کسانی را که در بیت المال وظیفه داشتند در آن ثبت نمود. خزانهٔ دولت : چون خداوند سخا در کف راد تو بدید گفت با بخشش تو بس نبود بیت المال. فرخی. و درخواست که بوجهی نیکوتر امیر را گویند و باز نمایند که از بیت المال بر او چیزی بازنگشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۰). اگر این دزدیها و خیانت ها که ابوالقاسم کثیر و شاگردان وی کرده اند دریابی و بیت المال بازآری خوب پسندیده کرده باشی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۴۲). و قرارداد که از آن کوره جمله دوهزار درم خدمت بیت المال کنند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۱)... و جزیت و حقوق بیت المال بطور استقصاء بشناسند. (کلیله و دمنه). نماند کس که ز انعام تو بروی زمین نیافت بیت المال و نساخت باب الطاق. خاقانی. نداند که خزانهٔ بیت المال لقمهٔ مسکین است. (گلستان). || خزانهٔ دولت : گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند... و گفته این روز را نگاهدارید و نوروز کنید که سرطان طالع عمل است و مر دهقانان را و کشاورزان را بدین وقت حق بیت المال دادن آسان بود. (نوروزنامه). || مطلق مالیات حقوق دیوانی. || (اِخ) در علم احکام نجوم بیت المال پس از بیت النفس باشد و آن بیت دوم است. (یادداشت بخط مؤلف): باز وقت ظفر به بیت المال سگ تر دیده ام ز طالع خویش.خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «بیت‌المال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید