معنی بیانی
5 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) منسوب به بیان، یعنی تفسیری. (ناظم الاطباء). مربوط به علم بیان. رجوع به بیان شود. || منسوب است به بیان بن سمعان تمیمی. (الانساب سمعانی). رجوع به بیانیه شود.[ بَ ] (اِخ) از جملهٔ شعرای زمان سلطان یعقوب خان است و شخص دردمند و مستمند و خوش طبع بود و این مطلع از اوست: چون کنم کز روزه سرو من خلالی گشته است روی چون ماه تمام او هلالی گشته است. هر کجا داغی است تنها بر دل افکار ماست گلبن دردیم و گلهای ملامت بار ماست. یکشبی گفتی مرو در خواب بیدارم هنوز سالها شد کآن سخن را پاس میدارم هنوز. (مجالس النفائس ص ۳۰۰).
کلمات همقافیه با «بیانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر