معنی بیاد
8 بازدید
[ بَ ] (ع مص) هلاک گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).(اِ مرکب) بیداری و هشیاری که نقیض خواب و مستی است. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (رشیدی). این کلمه را سروری بمعنی بیداری مقابل خواب آورده و غلط است چه یاد بمعنی بیداری است و بیاد بمعنی به بیداری و در بیداری است. (یادداشت بخط مؤلف): که افراسیابش بسر برنهاد نبودی جدا زو بخواب و بیاد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر