معنی بیآلتی
6 بازدید
[ لَ ] (حامص مرکب) ساز و برگ نداشتن. محروم بودن از وسایل و اسباب : ز بی آلتی وانماندم بکنج جهان باد و از باد ترسد ترنج.نظامی. نفس اژدرهاست او کی مرده است از غم بی آلتی افسرده است.مولوی. و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «بیآلتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر