معنی بگهجان
6 بازدید
[ بَ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان ییلاق بخش حومهٔ شهرستان سنندج. سکنهٔ آن ۳۶۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت، گله داری و قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بگهجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر