معنی بکتر
6 بازدید
[ بَ تَ ] (اِ) بگتر. زره و جوشن. (ناظم الاطباء). رجوع به بگتر شود.[ بَ تَ ] (اِخ) دهی از دهستان دینور بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان. سکنهٔ آن ۱۱۰۰ تن. آب از چشمه. محصول آنجا غلات، چوب و توتون. شغل اهالی آن زراعت و مکاری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بکتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر