معنی بکال
7 بازدید
[ بِ ] (اِخ) (بنو...) بطنی است از حمیر و از آن است ابویزید نوف بن فضاله از تابعین. (منتهی الارب). پدر قبیله ای است از حمیر و از آن است ابایزید نوف تابعی ابن فضاله. (آنندراج).[ بِ ] (اِخ) دهی از دهستان هلایجان بخش ایذهٔ شهرستان اهواز. سکنهٔ آن ۱۷۵ تن. آب از چشمه. محصول آنجا گندم و جو. شغل اهالی آن زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «بکال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر