معنی بژهان
8 بازدید
[ بُ ] (اِ) غبطه و آن صفتی است در آدمی که چون چیزی پیش کسی ببیند آرزو کند که مثل آن چیز او را باشد بی آنکه از آن شخص زایل شود. و این محمود است برخلاف حسد چه حسود خواهد که آن چیز او را باشد و آن شخص محروم ماند. (برهان) (از انجمن آرای ناصری) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). و در ادات الفضلاء به بای فارسی آمده است. (مجمع الفرس): بر پیچش زلف تست شب را غیرت بر تابش روی تست مه را بژهان. بهرامی (از مجمع الفرس). پژهان. و رجوع به پژهان شود. || میل شدید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بژهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر