معنی بژن
9 بازدید
[ بَ ژَ ] (اِ) گِل و لای تیره و متعفن باشد که در بن حوضها و جویها بهم رسد. (برهان) (مجمع الفرس) (فرهنگ شعوری) (اوبهی) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). آن را لای، لجن، لژن گویند. (فرهنگ جهانگیری) (شعوری) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). خرد. خر. خره. و رجوع به لای شود.
کلمات همقافیه با «بژن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژن» برای سرودن شعر