معنی بچک
6 بازدید
[ بَ چَ ] (اِ) هر آلت برنده. (ناظم الاطباء). || نام اسلحه ای باشد غیرمعلوم. (برهان قاطع) (آنندراج). نوعی سلاح. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۷۲). یک نوع سلاح. (ناظم الاطباء). قسمی اسلحه که ترکان استعمال میکرده اند. (فرهنگ نظام). احتمالاً باید صورتی باشد از بچاق بمعنی چاقو: ترکی مکن به کشتن من برمکش بچک. سوزنی. من خلیلم تو پسر پیش بچک سر بنه انی ارانی اذبحک.مولوی.
کلمات همقافیه با «بچک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چک» برای سرودن شعر