معنی بچهگنجشگ
6 بازدید
[ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / چِ گُ جِ ] (اِ مرکب) نوزاد گنجشک. گنجشک خرد که از تخم بدر آمده باشد: هر کجا بچهٔ گنجشکی بود بچه گنجشک درآوردی زود.ایرج میرزا.
کلمات همقافیه با «بچهگنجشگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شگ» برای سرودن شعر