معنی بچنگ آوردن
5 بازدید
[ بِ چَ وَ دَ ] (مص مرکب) به دست آوردن. در اختیار گرفتن. به دست کردن : باز دستم بزیر سنگ آورد باز پای دلم بچنگ آورد.انوری. ز شیرین مهر بردارم دگربار شکرنامی بچنگ آرم دگربار.نظامی.
کلمات همقافیه با «بچنگ آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر