معنی بچشک ستور
5 بازدید
[ بِ چِ سُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) ستور پزشک. بیطار. (مقدمة الادب زمخشری). دام پزشک. ستور پزشک. پزشک ستور. و رجوع به پزشک شود.
کلمات همقافیه با «بچشک ستور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر