معنی بچشم خوردن
6 بازدید
[ بِ چَ / چِ خوَر / خُرْ دَ ] (مص مرکب). به چشم آمدن. مورد توجه قرار گرفتن. || دقت کردن در چیزی یا کسی : افتادگیش بس که خوش افتاد شما را خوردید بچشم این دل صد پارهٔ ما را. وحید. || چشم زخم رسانیدن. (آنندراج). و رجوع به چشم شود. || با چشم خوردن، در تداول عامه نگاه بد و آکنده از شهوت به کسی کردن. با دیدهٔ شهوت بکسی نگریستن.
کلمات همقافیه با «بچشم خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر