معنی بچراغ رسیدن
5 بازدید
[ بِ چَ / چِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) رسیدن بچراغ. به روشنی رسیدن : برخیز که خود را به چراغی برسانیم تا قوت برهم زدن بال و پری هست. میرزا ملک مشرقی. || کنایه از رسیدن خدمت بزرگی یا به دولتی. (آنندراج). کنایه از رسیدن به دولتی باشد یا رسیدن به خدمت دولتمندی. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بچراغ رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر