معنی بویفروشی
5 بازدید
[ فُ ] (حامص مرکب) عمل بوی فروش. حنّاطی : طمع به بوی فروشی برافکن از پی شش اگر به شش یک گندبغل بباشد بوی. سوزنی (دیوان خطی کتابخانهٔ لغت نامه ص ۱۶۹).
کلمات همقافیه با «بویفروشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر