معنی بویافزار
5 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) ادویهٔ گرمی که در طعام ریزند، مانند فلفل و دارچینی و امثال آن. (برهان) (آنندراج). بوزار و ادویه. (ناظم الاطباء). گرم مصالح به طعام، مثل زیره و قرنفل و قاقله و دارچینی و غیره. (غیاث): ببوی افزارها، خوش کرده چون زیره و کرویا و دارچینی و نانخواه و زعفران. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || مجمر و بخوردان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بویافزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر