معنی بوکان
5 بازدید
(اِ) نعل آهنی باشد که بوقت رفتن بالای برف، در پا کنند. || برف خانه. (آنندراج).(اِ خ) نام یکی از بخشهای شهرستان مهاباد در جنوب شرقی مهاباد در استان چهارم (آذربایجان غربی). مرکز آن قصبهٔ بوکان در ۵۶کیلومتری جنوب شرقی مهاباد و در مسیر شوسهٔ میاندواب و سقز واقع است. سکنهٔ این قصبه ۳۰۷۴ تن است و آب آن از رودخانهٔ سیمین رود است. محصولات: غلات، توتون، چغندر قند و غیره. (فرهنگ فارسی معین).(اِخ) دهی از دهستان کمین است که در بخش زرقان شهرستان شیراز واقع است. و ۵۶۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).(اِخ) دهی از دهستان الموت، بخش معلم کلایه در شهرستان قزوین واقع است و ۱۳۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «بوکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر