معنی بونی
6 بازدید
(ع اِ) نوعی از خرما. (تفلیسی). (یادداشت بخط مؤلف).(ص نسبی) منسوب به بونه که شهری است در ساحل آفریقا. (الانساب سمعانی) (لباب الانساب). || منسوب است به بون که شهرکی است از بادغیس هرات. (لباب الانساب) (الانساب سمعانی). و رجوع به بون شود.(اِخ) از جمله کسانی است که در کیمیا (زرسازی) بحث کرده و بعمل رأس و اکسیر تام رسیده است. (ابن الندیم).(اِخ) محی الدین یا شرف الدین احمدبن علی القرشی بونی. پیشوایی است متبحر و صاحب تصنیفات بسیار در علم حروف از آن جمله: شمس المعارف الکبری و الوسطی و الصغری و لطائف الاشارات. و او راست: ۱ - رسالهٔ سرالکریم فی فضل بسم اللََّه الرحمن الرحیم. ۲ -شرح اسم اللََّه الاعظم. ۳ -شمس المعارف الکبری. مقصود از این کتاب اطلاع و علم به شرف اسماء خداوند تبارک و تعالی. ۴ - فتح الکریم الوهاب فی ذکر فضائل البسمله. ۵ -اللمعة یا اللمعة النورانیه، دربارهٔ اسماء اعظم. وی بسال ۶۲۲ هـ . ق . درگذشته است. (از معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «بونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر