معنی بومه
6 بازدید
[ مَ ] (اِ) برق و آتشی که از سم اسب خیزد. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس).[ مِ ] (اِخ) دهی از دهستان شش ده قره بلاغ است که در بخش مرکزی شهرستان فسا واقع است. و ۳۶۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «بومه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر