معنی بومادران
5 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) نام گیاهی است مایل به کمودت و تیزی و گل کبودی دارد و بعربی، قیصوم خوانند. (برهان). همان برنجاسب است که گلش کبود و مایل به کمودت و تیزبوی است. (رشیدی) (جهانگیری). گلی است بویا که برنجاسب است و بومادران مخفف آن است. (آنندراج) (انجمن آرا). برنجاسف. (فهرست مخزن الادویه). گیاهی دوایی که برنجاسف نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «بومادران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر