معنی بولی
6 بازدید
[ بَ / بُو ] (ص نسبی) آنچه که مربوط به پیشاب است . آنچه از ادرار بدست آید. آلوده به ادرار. منسوب به ادرار. (فرهنگ فارسی معین).[ بَ ] (اِ) تیز کردن جانور شکاری بر جانور دیگر و در هند، باولی شهرت دارد. (غیاث). و رجوع به مادهٔ بعد شود.(اِخ) تیره ای از طایفهٔ ملکشاهی در پشتکوه. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۸).
کلمات همقافیه با «بولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر