معنی بولوردی
6 بازدید
[ وِ / بِ وِ ] (اِخ) تیره ای از ایل اینانلو (از ایلات خمسهٔ فارس). (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۶).
کلمات همقافیه با «بولوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر