معنی بوقی
5 بازدید
(اِ) قسمی گل زینتی . (یادداشت بخط مؤلف). <۵۳۰۶۴۰۰۴۰۱۵۰۸۲۰۱>... || قنطوریون غلیظ است. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن).(ص نسبی) بشکل بوق. - کلاه بوقی؛ کلاه بلند که بن آن گشاده و سر آن تنگ بوده است. (یادداشت بخط مؤلف). - || آنکه کلاه بصورت بوق دارد. - بوقی کردن کلاه کسی را؛ با زدن، شکل کلاه او را تباه و بدصورت و شکسته کردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بوقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر