معنی بوسک
5 بازدید
[ سَ ] (اِ مصغر) مصغر بوسه. (آنندراج). بوسهٔ کوچک. (ناظم الاطباء). || بال مرغ. || هر چیز مجوف یا معقر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بوسک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سک» برای سرودن شعر