معنی بوزابه
6 بازدید
[ بَ ] (اِخ) بزابه. اتابک بوزابه حاکم فارس در زمان الب ارسلان سلجوقی. حکومت بوزابه در فارس به اجماع مورخین فقط ده سال بوده است و ابتدای آن از سنهٔ ۵۳۲ هـ . ق . است. وی در جنگی که مابین او و سلطان مسعود روی داد بدست همان سلطان در موضعی مابین اصفهان و همدان موسوم به مرج قراتکین کشته شد. (از حاشیهٔ شدالازار ص ۲۷۲).
کلمات همقافیه با «بوزابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر