معنی بوریاپوش
6 بازدید
(نف مرکب) کنایه از غایت مفلسی و نکبتی که برای پوشیدن، غیر بوریا نداشته باشد. (آنندراج). کسی که از هر جهت بیچاره و بی نوا باشد. (ناظم الاطباء): هوس آتشین رخی دارد هر کجا رند و بوریاپوشی است. وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بوریاپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر