معنی بوره
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) چیزی است مانند نمک و آنرا زرگران بکار برند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). نمک تلخ مزه بهندی، سهاگا گویند. (غیاث). ملحی است که از آب دریاچه های آسیا و چین و تبت و هندوستان اخذ میکنند و تنکار و ملح ایرانی نیز نامیده میشود. (ناظم الاطباء). - بورهٔ ارمنی. - بورهٔ سفید؛ اسم فارسی بورهٔ رومی است. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن). - بورهٔ سلمانی؛ بفارسی نطرون است. (فهرست مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن). || شکر سفید و معرب آن بورق است و بعربی نطرون خوانند و گویند اگر قدری از بوره با صدف بسایند و در بینی زن بدمند، اگر آن زن عطسه کند، دوشیزه بود و اگر نکند دوشیزه نباشد و بورهٔ ارمنی همان است. (برهان). شکر سفید. و بورق معرب آن است و آنرا بورهٔ ارمنی نیز گویند. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). در قطرالمحیط آمده: «البورق اصناف: مائی و جبلی و ارضی و مصری و هواالنطرون معرب بوره بالفارسیه.» این کلمهٔ معرب وارد لاتین قرون وسطی و سپس داخل فرانسه شده، «بوراکس» (برات دوسدیم ئیدراته) گردیده. (حاشیهٔ برهان چ معین): تباین است ز شاخ نبات تا بوره تفاوت است ز آب حیات تا غسلین. بدرالدین جاجرمی.
کلمات همقافیه با «بوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر