معنی بودلف
5 بازدید
[ دُ لَ ] (اِخ) حکمران اران ممدوح اسدی : اسدی را که بودلف بنواخت طالع و طالعی بهم درساخت.نظامی. رجوع به ابودلف کرکری شود.
کلمات همقافیه با «بودلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر