معنی بوداده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) برشته. سرخ کرده. تاب داده. بریان. محمص. مشوی. مشویه. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بوداده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر