معنی بوجهی
5 بازدید
[ بِ وَ ] (ق مرکب) بطریقی. به جهتی. (فرهنگ فارسی معین). مأخوذ از تازی. به هر جهت. و به هر طریق و به هر بابت. (ناظم الاطباء). رجوع به «وجه» و «بوجه» شود.
کلمات همقافیه با «بوجهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر