معنی بوب
6 بازدید
(اِ) فرش و بساط خانه. (برهان) (آنندراج). فرش و بساط که آنرا انبوب نیز گویند. (جهانگیری) (رشیدی). بساط فرش. (صحاح الفرس) (شرفنامهٔ منیری). فرش که آنرا انبوب نیز گویند. «بوب» در ارمنی. «بوب» پهلوی. «بوپ» فرش. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین): شاه دیگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و برگسترد بوب.رودکی. || بلغت رومی، بوب و کوب بمعنی حصیر باشد. (آنندراج) (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «بوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر