معنی بوالخلاف
6 بازدید
[ بُلْ خَ ] (اِخ) مخالفت کننده. کنیت ابلیس : چه شده است اگر مخالف سر حکم او ندارد چه زیان که بوالخلافی پی بوالبشر نیاید. خاقانی.
کلمات همقافیه با «بوالخلاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر