معنی بواشه
6 بازدید
[ بَ شَ / شِ ] (اِ) چارشاخ دهقان را گویند. و آن چوبی چند باشد به اندام کف دست. و دسته نیز دارد که دهقانان بدان غلهٔ کوفته را بر باد دهند تا از کاه جدا شود و آنرا بعربی مدری خوانند. (برهان) (آنندراج) (از انجمن آرا). اوشین. چارشاخ دهقانان که افزاری است چوبین و شبیه به دست و دارای دسته. و غلهٔ کوفته را بدان بر باد دهند تا کاه از دانه جدا شود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بواشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر