معنی به گزین کردن
7 بازدید
[ بِ هْ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) انتخاب کردن. اختیار نمودن : ای ماهروی بر سر ما هر زمان ز جور چون دور آسمان دگری به گزین مکن. سنایی.
کلمات همقافیه با «به گزین کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر