معنی بهنشینی
6 بازدید
[ بِ هْ نِ ] (حامص مرکب) خوش نشینی. دوستی و مجالست نیک : روز شادی به نشینی خود کند هر دشمنی دوست آن باشد که تا جان وقت تیمار ایستد. سیدحسن غزنوی.
کلمات همقافیه با «بهنشینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر