معنی بهنام
5 بازدید
[ بِ ] (ص مرکب) نیک نام. خوشنام. (فرهنگ فارسی معین). || (اِ مرکب) نام نیک و خوب. (آنندراج). نام نیک. شهرت خوب. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بهنام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر