معنی بهمی
5 بازدید
[ بُ ما ] (ع اِ) گیاهی است شبیه به نبات جو، بهماة، یکی یا واحد و جمع در وی یکسان است، و الف آن برای تأنیث، پس منون نشود. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نباتی است شبیه به نبات جو و از آن کوتاه تر و باریکتر و خوشهٔ آن شبیه به شیلم و منبتش مواقع سایه ناک است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). نصل. صُفار. دیو گندم.[ بَ ] (ق) قدری و اندک. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بهمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر