معنی بهمنشیر
5 بازدید
[ بَ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان آبادان و همچنین نام رودی است که از خاور خرم شهر از رودخانهٔ کارون جدا شده و از جنوب خاوری خرم شهر و شمال خاوری آبادان به خور بهمن شیر میریزد و در واقع آبادان بوسیلهٔ این رود و شطالعرب تشکیل جزیره را میدهد. هوای آن گرم و مرطوب است آب قراء از رودخانهٔ بهمن شیر تأمین میگردد این دهستان از ۱۹ قریه بزرگ و کوچک تشکیل شده در حدود هشت هزار سکنه دارد قراء مهم آن عبارتند از طره سنجاخ که قریب سه هزار تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ بَ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان خرم شهر است، این دهستان در خاور و شمال خاوری خرم شهر واقع است هوای آن گرم و مرطوب است و آب قراء آن از رودخانهٔ بهمن شیر تأمین میشود این دهستان از هفت قریهٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود پنج هزار تن سکنه دارد. قراء مهم دهستان بهمن شیر عبارتند از محرزی که در خاور خرم شهر است و در حدود ۱۷۰۰ تن سکنه دارد و دیگری دهستان حفار خاوری است که در حدود ۱۰۰۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «بهمنشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر