معنی بهمنجنه
5 بازدید
[ بَ مَ جَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) نام روز دویم است از ماه بهمن و عجمان در این روز عید کنند و جشن سازند بنابر قاعدهٔ کلیه که نزد ایشان ثابت است که چون نام روز با نام ماه موافق آید عید باید کردن و آنرا بهمنجه نیز گویند، گویند در این روز سپند را با شیر باید خورد بجهت زیادتی حافظه و در بعضی از بلاد در این روز مهمانی کنند بطعامی که در آن جمیع حبوبات باشد و بعضی گویند نام روز دویم از هر ماه شمسی. (برهان). روز دوم ماه بود بقول پارسیان و بقول دیگر روز دوم بود از بهمن ماه و پادشاهان عجم این روز را بفال نیکو داشتندی و بهمن سرخ و زرد سر همه چیز بیفشاندندی. (صحاح الفرس): فرخش باد و خداوندش فرخنده کناد عید فرخندهٔ بهمنجنه و بهمن ماه.فرخی. بجوش اندرون دیگ بهمنجنه بگوش اندرون بهمن و قیصران.منوچهری. رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه ای درخت ملک، عزت بار و بیداری تنه. منوچهری. اندرآمد ز در حجرهٔ من صبحدمی روز بهمنجنه یعنی دویم از بهمن ماه.انوری. || نام آهنگی است. رجوع به آهنگ شود. رجوع به بهمن شود.
کلمات همقافیه با «بهمنجنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر