معنی بهمزده
9 بازدید
[ بِ هَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مخلوطشده. درهم شده. || واژگون شده و سرنگون و غلبه کرده شده. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || غمگین و دلتنگ. (آنندراج). دلگیر و غمگین. || مغلوب شده و شکست داده شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بهمزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر