معنی بهلهدار
5 بازدید
[ بَ لَ / لِ ] (نف مرکب) آنکه دارای دستکش شکاری بود. (ناظم الاطباء). || در صفات کمر مستعمل است. (آنندراج): دست طمع برید ز نخل حیات خویش هرکس که دور از آن کمر بهله دار ماند. فطرت (از آنندراج). مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل دستی دگر بود کمر بهله دار را. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بهلهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر