معنی بهشت عدن
5 بازدید
[ بِ هِ تِ عَ ] (اِخ) یا باغ عدن مذکور در عهد عتیق (پیدایش ۲) که آدم و حوا در آن میزیستند ولی بجهت نافرمانی از امر خدا از آن طرد شدند. این بهشت بهشت زمینی و دجله و فرات از رودهای آن بوده است. با پیدایش مفهوم مسیح در نزد یهود امید بازیافتن بهشت زمینی ازدست رفته در آنان راه یافت و بهشت را همان مملکت مسیح منتظر دانستند. (از دایرةالمعارف فارسی): اگر یک شب بخوان خوانی مر او را مژده ور گردد به خوانی در بهشت عدن بر حلوا و بریانها. ناصرخسرو (دیوان، چ مینوی -محقق ص ۴۴۴). بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما بمیخانه که از پای خمت روزی بحوض کوثر اندازیم. حافظ.[ بِ هِ تِ عَ ] (اِخ) مملکت بابل از حیث آبادی و زیادی سکنه و حاصلخیزی زمین چشم سیاحان خارجی را مانند یونانیها و رومیها خیره میکرد و آنرا بهشت عدن میخواندند. (ایران باستان ج ۱ ص ۲۶).
کلمات همقافیه با «بهشت عدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر