معنی بهشتیسرشت
5 بازدید
[ بِ هِ سِ رِ ] (ص مرکب) آنکه خوی و طبعش مانند بهشت باشد. (ناظم الاطباء). خوش طینت. پاک سرشت : نگاری نخواهی بهشتی سرشت که با روی او باشی اندر بهشت.اسدی. بشادی در آن کشور چون بهشت برآسود با آن بهشتی سرشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «بهشتیسرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر