معنی بهروجه
5 بازدید
[ بِ جَ / جِ ] (اِ مرکب) بمعنی بهروج که بلور کبود کم قیمت است. (برهان). بهروج. بهروز. بهروزه. (آنندراج). بهروج. (ناظم الاطباء). بهروج. بهروز. (فرهنگ فارسی معین). || کندر هندی را نیز گویند. (برهان). و رجوع به بهروج و بهروز شود.
کلمات همقافیه با «بهروجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر