معنی بهرهیاب
4 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (نف مرکب) کامیاب و متمتع و بهره مند. (ناظم الاطباء). بهره مند. کامیاب. (فرهنگ فارسی معین). || آنکه سود و فایده می برد. (ناظم الاطباء). کسی که سود می برد. (فرهنگ فارسی معین). || بهره دار و شریک. (ناظم الاطباء). شریک. سهیم. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بهرهیاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر