معنی بهرهجوی
5 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (نف مرکب) سودجوی. جویندهٔ سود. نفع طلب : دند و ملک یکی شمر و بهره جوی باش از بدرهٔ زر ملک و از پشیز دند. ؟ (از یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «بهرهجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر