معنی بهرهبر
4 بازدید
[ بَ رَ / رِ بَ ] (نف مرکب) شریک و انباز. (برهان). شریک و انباز که قسمت خود را برد. (آنندراج) (انجمن آرا). شریک و انباز. بهره ور. (ناظم الاطباء). || آنکه در حاصل زرع یا ثمر باغی سهم و حصه دارد. (یادداشت بخط مؤلف). || تحت اللفظ بمعنی سهم برنده. (حاشیهٔ برهان چ معین). بهره برنده. سودبرنده. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بهرهبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر