معنی بهترآمد
6 بازدید
[ بِ تَ مَ ] (ن مف مرکب) بهترآینده. نافع تر. انفع. سودمندتر. به آمد. (فرهنگ فارسی معین). || (اِ مرکب) صلاح و مصلحت. عاقبت : و این مردمان نتوانستند دانست که حال میان ما دو چون خواهد شد. بهترآمد خویش را می نگریستند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۳).
کلمات همقافیه با «بهترآمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر